صدام
شرمنده از اینکه یه مدت نبودم ولی مهم اینه که حالا برگشتم.
در ضمن کریسمس و عید قربان و غدیر هم مبارک باشه.
بالاخره صدام دیکتاتور عراقیهم کشته شد.![]()

فقط سونیا
شرمنده از اینکه یه مدت نبودم ولی مهم اینه که حالا برگشتم.
در ضمن کریسمس و عید قربان و غدیر هم مبارک باشه.
بالاخره صدام دیکتاتور عراقیهم کشته شد.![]()

دختر و پسر در سینما
تا ته مطلب رو نخونید ضرر میکنید.
پسر دختر
خوشگله بیا از این چیپس بخور مرسی
عزیزم پفک هم دوست داری آره بدم نمیاد
بعد از سینما یه سر بریم خونمون برای چی
خیلی وقته با هم حال نکردیم امروز کار دارم نمیتونم
چه کاری داری باید با خانواده ام بریم جایی نمیتونم
خیلی حیف شد حسابی تو کف موندم باشه یه وقت دیگه
عزیزم یه فکری کردم چه فکری
هیچی حالا بعدا برات میگم یادت نره حتما بگی
بیا این چیپس و پفک رو بگیر دستت دست خودت باشه
خسته شدم تو نگه دار باشه بده من
عزیزم دستت رو بردار میخوام چیپس بخورم ولی اون که چیپس نیست
پس چیه اون شلوار من
ببخشید پس بزار پفک بگیرم ولی اون زیپ شلوار منه
تاریکه درست نمی بینم الان درست میکنم داری چیکار میکنی
دارم چیپس میگیرم ای بابا اون که شرت منه
گفتم که تاریکه درست نمیبنم تو فیلم رو ببین آخه
آها فکر کنم که دستم رو کردم تو پاکت چیپس نخیر اون کس منه
جدی میگی فکر کردم جعبه چیپس هست دیگه بسه
ولی عجب فیلم جالبیه آره فیلمش قشنگه
پس فیلم رو نگاه کن من الان درستش میکنم چی رو درست میکنی
چیپس و پفک رو اون سوراخ کونمه نکن
جدی میگی چقدر شبیه پفکه دیگه نکن بسه
چی رو نکنم دارم چیپس میگیرم خیلی خب زود بردار دیگه
عجب پاکت تنگی داره یه دقیقه صبر کن داری کس و کونم رو جر میدی
ای بابا خب تاریکه اصلا تو من رو درست میبینی نه خب نمی بینم
خب من پاکت رو درست نمی بینم دیگه دیگه بریم کار دارم دیرم میشه
الان بزار این چیپس آخری رو هم بردارم ولی اون که پاکت نیست کس منه
جدی میگی آره انگشت هات رو بکش بیرون
اون هم انگشت های من نیست کیر منه ......وای.........

سلام
چون این روزا بحث دانشگاه زیاد شده می خوام یک عکس واستون بزارم
امیدوارم خوشتون بیاد![]()
در ضمن نظر هم یادتون نره![]()


اصغر یه لامپ == شخصی که یک چشمش تابیناست
ان آقا == آدم عوضی
آن ترکیب == زشت و بی ریخت
اوتور بابا == بشین سر جات
این کاره == شخص مطلع و وارد
با گوز بعدی پرواز داره == ادای بیخود کردن
با مرده در حال فرار لواط کرده == کار نشدنی وغیر ممکن انجام دادن
برو جلو بوق بزن == ادعا نکن. حرف الکی نزن
بر و بچ == دوستان
بهداری == آدم تمیز و وسواسی
به سایزه گوزت نمی خوره == به کسی که ادعا داره می گویند
بیسگویت == آدم با حال
پسته == زن بد کاره
تپه نریده باقی نذاشته == خلافی نمانده که نکرده باش
ته سیگال == آأم بی ارزش
تورو ننه زائیده ما رو زن بابا == یعنی ما مانند هم هستیم
جسد == ضعیف زپرتی
جواد مبیل == ماشین آردی مخصوصا سبز رنگ
جیک ثانیه == .ایکی ثانیه فوری
دکل == تنومند
دمت عیژ == دمت گرم. ممنون
دنده اش جا نمیره == نمیفمد
دوزاریش آنتن نمیده == نمیفمد
راهنما بزن == علامت دادن
راه داره == امکان دارد
ریز میبینمت == برای کسی مهم نبودن
زال ممد == آدم عتیقه . اشکول
سرش به کونش پنالتی میزنه == دست و پا چلفتی
سوسک کردن == آبروی شخصی را بردن
سه سوت == فوری
سیفون را بکش == ذیگر حرف نزن
طلبه ای ؟ == . میخواهی ؟
عهد شاه وزوزک == قدیمی
عهد قیف علی شاه == قدیمی
فاطمه اره == دریده
قالپاق == باسن
۱- کاش زن هم مثل پول بود ..... !!!
یه دونه چهل ساله میدادی...... دو تا بیست ساله میگرفتی....!!!!
۲- میدونی اگه نسل ترک ها منقرض بشه چی میشه؟...........
...
...
...
نمیدونی ؟!!!!
...
...
هیچی ما وبلاگ نویسان بدبخت میشیم!!!....
۳- حیف که فقط تو یکی رو دارم....!!!!!
اگه از تو یه عالمه داشتم.... میدونی چی میشد؟....
الان صاحب یه گاوداری بزرگ بودم...!!!!!
۴- از رشتیه می پرسن سخت ترین سوال کنکور چی بود؟........... میگه: نام پدر....!!!!!
۵- رمز را وارد کنید وارد قلبم شوید..........
!!!!!.............Loading............!!!!!
!!!!!.............ERROR............!!!!!!
رمز را اشتباه وارد کرده اید شما وارد کونم شده اید....!!!!
۶- جنیفرلوپز امسال کونشو بیمه نکرد......!!!..... چون تازه فهمیده هر کس از عقب بزنه
مقصره..!!!
۷- رشتیه میره خونه زنشو لخت میبینه ...!!! میگه: خانوم چند دفعه گفتم تو خونه با لباس کار قدم
نزن....!!!!
۸- دعای قزوینیا:
من پشتت ............. خدا پناهت ....!!!!
۹- میدونی تو قزوین به سریال نرگس چی میگن؟........ بهش میگن : سریال بهروز !!!!!
۱۰- ز بیضه میپرسن شغلت چیه؟......... میگه با اخوی دکل بلند میکنیم......!!!!!!!!!
این بار می خوام چند تا عکس که خودم گرفتم رو بزارم:





روزی روزگاری ، پسری بود به نام ممد که بچه ها جک صداش ميکردند ، جک ( ممد ) قصه ما عاشق
سوار شدن به قطار بود ، ولی هيچ وقت نتونسته بود ، آخه چون پولشو نداشت . خلاصه يه روز ممد
و رفيقاش نشسته بودن ، يکی از رفيقای ممد شروع کرد به قيف اومدن و اينکه من آخر قدرتم و
انده کشتی گيرهايم و .... . ممد هم بلند شد و گفت که عمرا بتونی رقيب من باشی ، خلاصه کل
کل بينشو زياد شد و قرار شد همونجا يه کشتی بگيرن و قرار گذاشتن که هرکی باخت پول بليط
برای رفت و برگشت از تهران به مشهد رو به اون يکی ديگه بده . راستی يادم رفت بگم که ممد
خيلی نقاشيش خوب بود ، اون يک دفتر داشت که توش عکس چند تا زن رو به صورت لخت و پاتی
کشيده بود .
خلاصه کشتی گرفتن و جک ( ممد ) اين مسابقه رو برد و طرف ديگه مجبور شد پول بليط قطار رو به
ممد بده و جک هم سه سوت رفت راه آهن و يه بليط تهران مشهد خريد و اتفاقا ، همون موقع هم
قطار داشت راه ميفتاد که جک خودشو به قطار رسوند و بعدش قطار راه افتاد و در کوپه ای که
همشون مرد بودن مستقر شد .
حالا بشنويد از اون طرف ، دختری بود به نام فاطی که بچه ها اونو رز صدا ميکردن ، رز (فاطی) قصه
ما در تهران دانشجو بود ، ولی خودش از اهالی شهرهای اطراف مشهد بود و به همراه نامزدش
راهی مشهد بودن تا از اون ور به شهر خودشون برن ، رز (فاطی) اصلا از نامزدش خوشش نمی آمد
، ولی به اجبار اونا رو به عقد هم در آورده بودن ، آخه فاطی به غير از درس خوندن ، شاغل بود و
کارش هم دادن بود و اينگونه خرج دانشگاهش رو در می آورد ، يک روز که مشغول دادن يه همين
نامزد فعليش بود ، مامورها ميريزن و فاطی و نامزدشو که اون موقع هنوز باهم ازدواج نکرده بودند رو
ميگيرن و ميبرن و به زور به عقد هم در می آورن . حالا رز ( فاطی ) و نامزدش در کوپه بغل کوپه جک
استقرار يافته بودن . رز خيلی ترسيده بود و اصلا دلش نميخواست تا به شهر خودشون بگرده ، چون
مسولين دانشگاه به خانواده فاطی ( رز ) خبر داده بودن که چی کاره هست و حالا رز رو به همراه
نامزدش راهی شهرشون کرده بودن ، فاطی به شدت ناراحت و افسرده شده بود و قصد داشت در
موقعيتی مناسب يا خودشو از قطار پرت کنه بيرون و يا اينکه فرار کنه .
قطار حرکت ميکند . يه نيم ساعت که ميگذره ، فاطی بلند ميشه و به هوای اينکه ميخواد موال
( توالت ) بره از کابينشون مياد بيرون و به سمت انتهای قطار ميکنه ، رز تصميم خودشو گرفته بود و
ميخواست خودشو از ته قطار به بيرون پرت کنه . يک دو سه دقيقه ای قدم زد تا به آخر قطار رسيد و
رفت اونجا و همين که آمد خودشو پرت کنه ، يکدفعه يکی دستشو گرفت و وقتی برگشت ديد که
ممد (جک) هست که دستشو گرفته .
جک : دختر مگه ديوونه شدی ، داشتی خودتو به گی (gey) ميدادی .
رز : ولم کن ، ميخوام خودمو بکشم . در همين هنگام ته دل جک يه جورايی قيلوله رفت و از رز
خوشش اومد ، برای همين اونو کشيد و محکم تو بغلش گرفت . رز از اين حرک جک تعجب کرد و
اونو هل داد و از بغلش اومد بيرون .
رز : هو پسره پيرسگ ، اين چه کاری بود کردی ؟
جک : ببخشيد ، خب من تو رو دوست دارم و عاشقت شدم و ميخوام بگيرمت .
رز : يعنی چی ؟ مگه ميشه به اين زودی ، در ضمن من نامزد دارم و اگه نامزدم منو با تو ببينه ،
ميگيره و جرت ميده .
خلاصه جک ، رز رو از خود کشی منصرف کرد ، رز هم ته دلش يه جورايی ازجک خوشش اومده بود و
به قول يارو گفتنی دلش پروانه ای شده بود .
جک و رز هر کدومشون به کوپه های خودشون رفتند . جک شديدا تو کف رز بود ، از اون طرف هم رز
ديگه زندگی براش يه معنی ديگه ای پيدا کرده بود .
خلاصه يه يک ساعتی گذشت و جک رفت بيرون و جلوی کوپه رز واستاد ، يه ۵ دقيقه که واستاد يک
دفعه رز هم اومد بيرون و جکو ديد و يه لبخند بهش زد و يکدفعه تو سالن قطار شروع کردند به لب
گرفتند ، انگار نه انگار که اينجا ايرانه و الان اگه کسی ببينشون کونشون پاره ، خلاصه اينقدر لب
گرفتند که حال همه رو به هم زدند ( البته بيننده ها ) ، البته شانسون گرفت که کسی نديدشون ،
بعدش اونا رفتند دوباره ته قطار و شروع کردند به دل دادن و قلوه گرفتن .
رز : مو خيلی تورو موخوام ( به لهجه شيرين مشهدی بخونين! ) ، ولی نامزدم رو چی کارش کنم .
جک : خب من هم تو رو دوست دارم ، ولی حالا چی کار کنيم ، من ميگم بيا با هم از اين قطار بپريم
پايين و بريم دنبال سرنوشتمون .
رز : نميدونم والا ...
بعدش هم شروع کردند به تف کردن به بيرون از قطار ، يعنی يه جورايی مسابقه کی بيشتر تفشو
ميتونه پرت کنه ، بعدش جک گفت : راستی يه چيز توپ برات اوردم تا ببينی ؟
رز : چی ؟ بعد جک اون دفتر نقاشيشو در اوردو داد تا رز ببينه .
رز : وای چه نقاشيهای خوشگلی ، چه زنهای لخت باحالی ، راستی ميشه نقاشی من رو هم بکشی .
جک : آره ، ولی من فقط بلدم زنها رو به صورت لخت بکشم ، يعنی تو هم بايد لخت بشی تا
بکشمت .
رز : باشه ، اشکالی نداره ، حالا کجا بريم تا نقاشيمو بکشي . ( اينجا بود که جندگی رز آشکار شد ).
جک : يه کوپه خالی است که کسی نيست که بهترين جا اونجای ، کسی هم نمياد .
جک و رز به اون کوپه خالی رفتند ، و رز در عرض سيم ثانيه همه لباساشو در آورد و جک شروع کرد
به کشيدن رز .
بعدش که کار رز تموم شد ، جک گفت : ببين رز جون ، من الان عين سگ حشری شدم ، تو هم که
لختی ، پس بيا عمل جماع ( بکن بکن ) رو انجام بديم .
رز : باشه اشکالی نداره ، من هم خيلی دوست دارم يه دست مفصل به تو بدم . ( اينجا بود که
جندگی کامل و شايد يه چيزی اون طرف تر رز آشکار شد) .
جک : باشه ، پس منو بگير که اومدم .
خلاصه در اينجا بود که جک و رز شروع کردند به عمل مجامعه . ببخشيد که نميتونم تمام وقايع
اتفاقيه رو تعريف کنم ، آخه قرار نيست فيلمم ، ببخشيد مطلبم سوپر باشه . خلاصه بعد کم کم
شيشه کوپه شروع کرد به عرق کردن و بعد رز از شدت درد دستشو محکم زد تو شيشه ، به طوری
که رد دستش افتاد رو شيشه عرق کرده .
بعد از اينکه حسابی با هم حال کردند ، اومدند بيرون و رفتند دوباره ته قطار و شروع کردند به لب
گرفتن .
در همين هنگام ، قطاری که اشتباها به روی خط قطار تايتانيک ( همين قطاری که جک و رز داره )
افتاده بود ، با سرعت تمام با هم برخورد کردند و جک و رز بر اثر شدت ضربه از اين ور قطار افتادند
پايين و جان به جان آفرين تسليم کردند ، در ضمن يک عالمه آدم ديگه هم مردند .
بعد ها جيمز کامرون بر اساس اين ماجرا ، فيلم کشتی تايتانيک را ساخت ، البته نميدونم چرا
قطار تايتانيک نساخت و اين گونه بود که ممد ( جک ) و فاطی ( رز ) به دو عاشق و جوان ناکام تبديل
شدند و در يادها ماندگار گشتند .

کشفشده و کشفنشده آدمهاست. هر چيز داغی سکس نيست ولی سکس تموم چيزای
داغه. سکس آدم رو به حرکت وادار میکنه و خون رو توی رگها به جريان ميندازه و...
دستهبندي انواع سكس:
1- سکس سکرت.
2- سکس قانونی.
۳- سکس زورکی.
4- سکس من در آوردی.
5- سکس رمانيک.
6- سکس يه نفری.
7- سکسکه.
و اما توضيحات بيشتر:
1- سکس سکرت
درجه بندی: خنثی
اين نوع ارتباط يواشکی صورت ميگيره.
فراوانترين نوع سکسه.
عموما يه نفر توش مچاله میشه که عموما طرف ضعيفتره.
اصولا بر پايه شهوت صورت میگيره.
توی اين رابطه وعده و وعيد زياد ردوبدل ميشود.
لذتش از همه انواع سکس زيادتره.
شرايط و موقعيتهای خاصی رو میطلبه.
خطريه.
عواقب داره.
و....
2- سکس قانونی
درجهبندی: مثبت و منفی
اسمش ازدواج يا زناشويي است.
همون سکس سکرته که تابلو شده.
انگار که دونفر داد بزنن آييييي ما میخوايم از اين به بعد شبا با هم بخسبيم!
توی اين رابطه گاهی هر دونفر و گاهی يه نفر مچاله ميشن.
مثلا، در امتداد دوست داشتن و عشق صورت ميگيره.
هدف داره و موجب بقای نسل ميشه.
همه حداقل يه بار تجربهاش ميكنند.
مبارکه.
3- سکس زورکی
درجهبندی: فوق العاده منفی
اصولا بر پايه تمايلات شديد شهوانی و حيوانی صورت ميگيره.
هميشه توی اين رابطه جنس نر نقش تجاوزگر رو بازی میکنه.
اونقدر کثيفه که در موردش حرفی نزنم بهتره.
4- سکس من در آوردی
درجهبندی: منفی
اسمش صيغه است. مثلا قانونيه.
مثلا برای ثواب کردن انجام ميشه.
سکس سکرت رو میشه به اين نوع سکس ترجيح داد. ا
ونقدر لوث و احمقانه است که آدم عقش میگيره.
زن عملا توی اين رابطه به طور کاملا قانونی و رسمی دست به دست ميشه.
متاسفم.
5- سکس رمانتيک
درجهبندی: عالی
يه اتاق نيمه تاريک.
شمع روشن.
عطر مست کننده پيچيده در فضا .
موسيقی ضربان پر خواهش دو قلب.
بوسه و اشتياق لمس.
نهايت ديوونگی عاشقانه.
عشقبازی هميشگی.
حرارت، تب، رويا و خلسه....
6- سکس يه نفری
درجهبندی: منفی
اسمش خودارضاييه.
همه چی خلاصه میشه.
يه عمل منفعلانه و بدوی.
و رواج فوق العاده.
7- سکسکه
درجهبندی: ؟؟؟
رابطه جنسی مری و معده که صدای اون از دهن میزنه بيرون!
يه رابطه فوق العاده زورکی.
و شايد عاشقانه.
و چقدر بعضيا بیرحم هستند که در موقع سکسکه آب میخورند.
(شما خوشتون مياد موقع عمل جنسی کسی يه ليوان آب روتون خالی کنه؟)
نظر فراموش نشه

سلام دوستان
ببخشید که دیر آپ کردم بالاخره درس داشتم
یکی از دوستان یه سوال داش که گفتم اینجا مطرحش کنم:
جواب این سوال رو تو قسمت نظرات بدین:
آیا بچه ها هم دل دارن و عاشق می شن؟و آیا احساس دارن؟
خواهران عزیز در صورتی که از نرم افزار فاسد یاهو مسنجر استفاده می کنید حتما با این صحنه زشت آشنا هستید،بله این در خواست بی شرمانه ای است که بدون در نظر گرفتن شرعیات برای شما فرستاده می شود

خوشبختانه شرکت سارک تولید کننده نرم افزار های امنیتی با نام معروف نورتون در راستای استحکام پیوند های دینی با همکاری بخش آی تی جهاد سازندگی دست به ابتکار جدیدی زده که قابل ستایش است.بله هم اکنون شماقسمت هایی از پیش نمایش نرم افزار نورتون آنتی بوی(پسر) را مشاهده می فرمائید

این نرم افزار که در نوع خود بی نظیر است بر روی یاهو مسنجر شما نصب شده و در هنگام دریافت کردن پیغام به آنالیز آن می پردازد
در صورتی که پیغام دهنده پسربوده و در لیست شما موجود نباشد از بر قراری ارتباط جلوگیری خواهد شد
بانک اطلاعاتی این نرم افزار به صورت خود کار به مرکز امر به معروف و نهی از منکر منطقه متصل شده و نرم افزار را به روز می کند
از قابلیت های مهم این نرم افزار انعطاف پذیری آن است که در قسمت پائین به برخی از آنان اشاره می شود

در تصویر بالا شما تنظیمات مربوط به سیستم نامحرم یاب خود کار را مشاهده می فرمائید.برنامه این امکان را برای خواهران عزیز فراهم می آورد تا در صورت یافت شدن نامحرم به صورت خودکار صیغه محرمیت توسط نرم افزار جاری شود و آی دی مورد نظر به لیست دوستان اضافه گردد

در قسمت بالا طبق تنظیمات پس از یافتن نامحرم صیغه جاری شده و سوال "آیا وکیلم؟" از کاربر پرسیده می شود
این نرم افزار که تا سال آینده قابل بهره برداری خواهد بود یکی دیگر از مشت های محکمیست که به دهان آمریکا کوبیده می شود .
خوب
من یه وبلاگ دیگه در مورد کسب درآمد ساختم.
یعنی زدم تو این کار تا اینجا که راضی هستم.شما هم اگه دوست دارین برین تو وبلاگم و با شیوه ی کار
آشنا شین از من میشنوین این کار رو بکنین.
آدرس وبلاگ جدید من:
|
چرا تبلیغات ؟ |
|
زیرا موثر و مفید است |
|
قبول ندارید ؟ |
![]() |
|
صبح که از روی تختخواب تبلیغ شده واز لابلای ملحفه های تبلیغ شده چشم باز می نمائید، با صابون تبلیغ شده دست و صورت خود را می شوئید و صبحانه خود را با آبمیوه تبلیغ شده شروع کرده نان و پنیر و مربای تبلیغ شده را نوش جان می کنید، لباس تبلیغ شده را به تن می کنید و ساعت تبلیغ شده را به مچ می بندید، با اتومبیل تبلیغ شده سر کار می روید و پشت میز تبلیغ شده شروع به کار می نمایید، چای یا قهوه تبلیغ شده را نوش جان کرده و با قلم تبلیغ شده شروع به نوشتن کرده و ... |
|
ولی همین شما از دادن آگهی های تبلیغاتی دریغ دارید زیرا که به تبلیغات اعتقاد ندارید، ولی زمانیکه فعالیت اقتصادی تبلیغ نشده تان با عدم موفقیت روبرو می شود، تبلیغات را برای آن شروع می کنید. |
|
" حالا قبول دارید که شما نیز به تبلیغات اعتقاد دارید " |
هدفم از این پست اینه که من توی یه سایت تبلیغاتی یا درآمدزا عضو شدم و دیدم که کارش خوبه و
درآمدشم مناسبه لااقل از الافی تو اینترنت بهتره .
گفتم واسه شما هم بزارم تا اگه مایل بودین شما هم این کار رو شروع کنین و یه پولیم گیرتون بیاد.
خلاصه از من میشنوین شما هم عضو شین کار باهاشم آسونه چون کامل فارسیه.
اگه مایل به عضویت هستین به آدرس زیر و یا لوگوی مقابل مراجعه کنین.
http://www.monizon.com/?Ref=soniaa
شبابیک به معنی پنجرهها و ۱۴۲۱ سال قمری معادل ۲۰۰۰ است)
۲- با نصب نرمافزارهای جدید کلیه رایانهها در ساعات ملکوتی اذان برای ادای فریضه نماز به مدت
۳۰ دقیقه به طور خودکار shutdown میشوند و هرگونه تلاشی برای جلوگیری از خاموش شدن
رایانه به انفجار آن و تخریب ساختمانهای اطراف منجر خواهد شد.
۳- نصب پیامبر ( yahoo messenger سابق) روی رایانهها باید با اجازه وزارت ارشاد باشد.
۴- پیامبر شما علاوه بر send to all باید از گزینه send to all muslims نیز برخوردار باشد.
۵- اگر دو جنس مخالف قصد چت داشته باشند باید ابتدا صیغه جاری شود.
۷- اگر دو جنس حتی موافق هم باشند باز جاری کردن صیغه احتیاط واجب است چون امکان دارد
طرف مقابل asl دروغکی داده باشد و خود را جنس موافق شما جا زده باشد.
۷- استفاده از بعضی smiley (شکلک)های یاهو گناه کبیره است و حکم آن مانند این است که
انسان گوشت برادر خود را بخورد. احتیاط مستحب آن است که اصلاً از این شکلکها استفاده نشود.
۸- بجای گفتن hi باید از عبارتsoavrvb استفاده شود که همان مختصر شده عبارت
salam_on_alaikom_va_rahmatollahe_va_barakato است.
۹- در بیان سرعت انتقال خطوط بجای بیت از «بِیت»، بجای کیلوبیت از «اهل بیت» و بجای مگابیت از
«اهل بیت عصمت و طهارت» استفاده شود.
۱۰- در پسوردها حتماً باید از نام ائمه استفاده شود به اضافه سه کاراکتر اضافه (& ، # و @) برای
جلوگیری از حدس زدن پسورد توسط بقیه. شایان ذکر است استفاده از کاراکتر $ تا زمان برقراری
رابطه با آمریکا مجاز نمیباشد.
۱۱- برای ارتباطات بین شبکهای باید فقط از فیبر نوری استفاده شود چون نور واژه مقدسی است و
بهیچ وجه نباید از ارتباطات بیسیم استفاده شود چون ناچار به استفاده از ماهواره میشوید.
۱۲- کلیه کافینتها موظف به تغییر نام خود به «چایشبکه» هستند. استفاده کنندگان از اینترنت
فقط اجازه مشاهده سه سایت زیر را دارند، بقیه سایتها باید قبل از تاسیس از مراجع ذیربط
(بیربط) مجوز داشته باشند.
۱۳- صدور مجوز برای هر سایت با برقرار بودن شرایط ذیل حاصل میگردد:
الف- در هنگام مشاهده سایت، ابتدا باید یک flash نمایش داده شود که مضمون فلش یادآور
روزهای جبهه و جنگ باشد.
ب- فونت لینکها حتماً باید کوفی باشد.
ج - بجای استفاده از فونتهای «نازنین»، «میترا» و «سینا» باید از فونتهای «زینب» و «غلامحسین»
و «کبری» استفاده شود


امروز بعد قرنی اومدم ببینم اینجا چه خبره بابا دمتون گرم خیلی چاکریم دلم براتون تنگ شده بود
الببته مجبور بودم چون آپاندیس عمل کردم و بستری بودم.والله امکان نداره تنهاتون بزارم.![]()
امروز اومدم دست خالیم نیومدما یه مطلب میزارم براتون. ببینم برام دعا کردین که؟ هان؟ باریکلا![]()
این مطلب رو داشته باشید تا بعد. البته بگم دزدیه ها.
حضور محترم برادر گرامی جناب آقای جرج بوش
با درود بیکران به روح پر فتوح بنیانگذار آمریکا حضرت ابراهام لینکلن و با سلام و احترام به روان پاک شهدای ویتنام و جنگ با سرختپوستان و همچنین کشته شده های سونامی و دیگر سیلزده های روستاهای امریکا- اینجانب محمود احمدی نژاد فرزند احمد متولد ۱۳۴۸ شماره شناسنامه ۴۵۶ صادره از گرمسار وکالت بلا عزل از سوی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام خامنه ای (سه تا صلوات) دارم تا به شما نامه بنویسم و شما را از حمله به ایران و نابودی نظام مقدس جمهوری اسلامی منصرف کنم و شما را به صلح و صفا و دوستی و برابری و برادری و اینجور چیزای غربزدگی دعوت کنم.
برادر جرج!
بیایید با هم آشتی کنیم. قهر کار بچه هاست. هرچه بوده تمام شد. ما یه خورده خامی کردیم و یه حرفایی زدیم شما بیخودی جدی گرفتید. بجان شما قضیه عنی سازی و کیک زرد همش خالی بندی بود. فکر میکردیم شما عقب نشینی میکنید. اصلا همه این سینی کیک زرد که خریدیم مال خودتون. ما نخواستیم. خوبه؟ راحت شدید؟
جرجی جان! نکند یه بار گول اون خانوم کاندولیزارایس را بخوری و دستور حمله بما رو بدی. ما میتونیم با هم رفیق باشیم. ما میتونیم به شما در همه زمینه ها کمک کنیم. مثلا میتونیم برادران بسیجی مون را بفرستیم آمریکا برایتان اورانیوم غنی کنند. ما میتوانیم دستاوردهای منحصر بفرد علمی خودمان را در زمینه کیک زرد و شله زرد را در اختیار دانشمندان شما قرار دهیم. اصلا میتوانیم برایتان ژاندارم خلیج فارس بشیم تا هرکس بدون مایو توی خلیج فارس شنا کرد دستگیرش کنیم و تحویل شما بدهیم.
آقا جرج! بجای این همه فحش و دعوا بیا دست خانم بچه ها را بگیر همین جمعه ناهار تشریف بیارید منزل ما. یه لقمه نون و پنیر با هم بخوریم و دور هم جمع باشیم. اگه دوست داشتی خانم بچه ها را یه خورده زودتر بیار بزار منزل ما تا من و شما با هم بریم نماز جمعه. میریم اون صف اول میشینیم که تلویزیون ما را زیاد نشون بده. بعد میریم جلو لانه جاسوسی یه خورده شعار میدیم و برمیگردیم خونه. نهاری رو با هم میزنیم. بعد یه چرت بعد از غذا. بعدش هم فیلم سینمایی بعد از ظهر جمعه رو از صداو سیما نگاه میکنیم. عصر وقتی هوا خنک شد خواستید میتونید تشریف ببرید.
آقا جواد! (همان جرج سابق) خدای نکرده از دست من دلخور نباشی ها. من اگر گفتم اسرائیل باید حذف شود بجون بچه هات شوخی کردم. ماشالله خودت فهمیده هستی و سرت تو حساب و کتابه. میدونی که ما اگه این حرفا رو نزنیم چطوری مملکت رو اداره کنیم؟
ببین جرجی جان!اگر هم یه زمانی هوس کردی که به ما حمله کنی بالاغیرتن از قبل یه ندا به ما بده که زود دربریم و زیر دست و پا له نشیم. چاکرتیم به مولا.
جواد آقا! منتظرتم روز جمعه. یادت نره. با خانم بچه ها. تعارف نمیکنم. حتما تشریف بیارید. قدم تون رو چشم.

من در اینجا می خوام آمار های مختلفی از این وبلاگ رو خدمتتون عرض کنم:
قبل از هرچی می خوام از نظر سنجی شروع کنم:
| { نظر سنجی دخترونه } |
| کدام یک از نام های زیر از نظر شما قشنگ تر است؟ |
سونیا ( 45رای، 25%)![]() |
مهسا ( 28رای، 16%)![]() |
لیدا ( 12رای، 6%)![]() |
تارا ( 21رای، 12%)![]() |
آناهیتا ( 13رای، 7%)![]() |
فرناز ( 13رای، 7%)![]() |
سارا ( 28رای، 16%)![]() |
صدف ( 15رای، 8%)![]() |
|
من فکر میکردم فقط از نظر من سونیا قشنگه ولی ... |
این وبلاگ دارای خبرنامه می باشد و تعداد اعضای آن ۲۷ نفر می باشد.
و اما آمار های دیگر:
کل بازدیدها:۲۸۰۰
کل مطالب:۴۴
کل نظرات:۲۲۳
میانگین بازدید هفتگی:۲۱۰
پربیننده ترین ساعت: ۲ب.ظ
پربیننده ترین روز: ۱۰۰بازدید ۷/۲/۱۳۸۵
این پست مربوط به وبلاگ من از ۲۸/۱۲/۸۴ تا ۲۸/۲/۸۵ میباشد.
در اینجا از همه ی شما که وبلاگم سر زدین تشکر می کنم.
اینم یه عکس از بنیامین بهادری در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران:

در آخر از سایت nekait تشکر میکنم.
نظر هم فراموش نشه...
بابای
ابتدا باید ریش و سبیل خود را، البته اگر دارید، (ریش و سبیلو میگم بابا!) به سطل خاکروبه بسپارید. هر چند که با زدن سبیل خود، نمیتوانید درست راه بروید!
اکنون نوبت آن است که تغییراتی چند در سر و صورت خود به وجود آورید. از جمله ابروها را صفا دهید! که البته این نکته امروزه لازم به ذکر نمیباشد. زیرا شما از هرچي دختره بهتراين كار را مي كنين!
حالا به سراغ لوازم آرایشی مادر یا احیانا خواهر خود بروید. سعی کنید قوطی کرم پودر را روی صورت خود خالی کنید!
در آخر یک مانتو که از شدت تنگی به کیسهی مارگیری شباهت دارد به تن کنید. هر چه تنگتر، اندام ضایع شما زیباتر!
روسری ترجیحا تیتیش خود را سر کنید و آماده خروج از خانه شوید.
کفش پاشنه بلند در اینجا نقش مهمی ایفا میکند. هر چند که شما با پوشیدن یک کفش پاشنهدار مثل شترمرغ راه خواهید رفت!
حالا شما در خیابان هستید!
سعي كنين راه نرين تكنو بزنين
هنگام راه رفتن سعی کنید به کل بدن خود پیچ و تاب بدهید! بهتر است برای بهتر قر دادن، مدام آهنگ بابا کرم را با خود زمزمه کنید!
و نکته بسیار بسیار مهم «عشوه شتری» است! شما باید سعی کنید برای کل ملت که در خیابان هستند پشت چشم نازک کنید!
اگر کسی احیانا از شما ساعت پرسید، صدای دورگه و ناهنجار خود را کش دار کنید:
ببخشید خانوم، ساعت چنده؟
اییییییییییش! دو و ربــــــــــع! واااااه!
شما هنگامی که در خیابان راه میروید لغات عاشقانه بسیاری را میشنوید و مسلما حال میکنید!
(خانوم متلك عرض كردم ؛ خانوم قالپاقت رو قرض ميدي ؛ هي خانوم كجا؟ كجا؟!!! دوستت دارم به خدا هي خانوم يواش! يواش!! با ما اينجوري نباش)
در صورت حال كردن؛ قري هم به باسن خود داده ، إشوه شتري و غنچه كردن لبها فراموش نشود![]()
قدیما بچه ها از پشت ماماناشون شاخ و شونه میکشیدن واسه آدم
جدیداً از پشت مانیتور احساس بزرگی و مردی میکنن
ضمنا نظریا اگه کمکی خواستی تعارف نکن
wWw.sOniaA.BlOgfA.com
چنین گفت رستم به اسفندیار که خواهم ز تو ماهی خاویار
------------------------------------------------------------------------------------------
تو کز محنت دیگران بی غمی به جون ننت کمتر از شلغمی
------------------------------------------------------------------------------------------
به دست آهن تفته کردن خمیر ز نزدم برو می دهی بوی سیر
------------------------------------------------------------------------------------------
کبوتر با کبوتر باز با باز گرفت مادرزن بیچاره را گاز
------------------------------------------------------------------------------------------
نیش عقرب نه از ره کین است بلکه مادرزنش در راه چین است
------------------------------------------------------------------------------------------
یکی از بزرگان اهل خرد برای خرش ساندویچ می خرد
------------------------------------------------------------------------------------------
آب زنید خاک را چون که نگار می رسد تعطیل کنید کار را وقت نهار می رسد
------------------------------------------------------------------------------------------
پسر نوح با بدان بنشست کوپن نفت و روغنش گم گشت
------------------------------------------------------------------------------------------
شنیدم که دارای فرخ تبار دو تا گورخر خورد وقت نهار
------------------------------------------------------------------------------------------
عشق بازی چیست ، سر در پای جانان باختن جنس قلابی به مردم روز و شب انداختن
------------------------------------------------------------------------------------------
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند جای شام و سحری یک کاسه آبم دادند
------------------------------------------------------------------------------------------
میازار موری که دانه کش است که مادرزنش در تگزاس هفتیرکش است
------------------------------------------------------------------------------------------
باز باران قطره قطره می چکد از سقف خانه
سقف ما سوراخ دارد اوخ دارد ، آب دارد
کله بزغاله ما شاخ دارد در عوض همسایه دست یمینی کاخ دارد
شعر خود را پس پری شب برده بودم پیش عمه
عمه ام شعر مرا خواند بر ملاج بنده کوباند
بعد مثل مرغ جنگی گفت غران چون پلنگی
یخ کنی یخچال فرنگی
------------------------------------------------------------------------------------------
اگر داری تو عقل و دانش و هوش برای همسرت کادو ببر موش
------------------------------------------------------------------------------------------
با بدان بد باش و با نیکان نکو فصل گرما یخ بخور سرما لبو
------------------------------------------------------------------------------------------
به رستم چنین گفت گودرز پیر که نانوا به من داد نان خمیر
------------------------------------------------------------------------------------------
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید دیپلم خود بدهید آب هویج نوش کنید
------------------------------------------------------------------------------------------
یکی روبهی دید بی دست و پای پس از صرف مرغش کمی خورد چای
------------------------------------------------------------------------------------------
مکن غیبت مده بیهوده دشنام زنت آخر تو را اندازد از بام
------------------------------------------------------------------------------------------
کبوتر با کبوتر باز با باز خورم امشب چلو با یک عدد غاز
------------------------------------------------------------------------------------------
یکی از بزرگان اهل تمیز سوار بر خرش شد به بالای میز
------------------------------------------------------------------------------------------
شنیدم که دارای فرخ تبار دو تا گورخر خورد وقت نهار
------------------------------------------------------------------------------------------
چنین گفت رستم به اسفندیار که من گشنمه نون سنگک بیار
------------------------------------------------------------------------------------------
الا ای طوطی گویای اسرار به پای بینوایان نیست شلوار
------------------------------------------------------------------------------------------
تو کز محنت دیگران بی غمی چرا لنگه کفش بر سرم می زنی
------------------------------------------------------------------------------------------
یکی روبهی دید بی دست و پای تعجب نمود و پریدش ز جای
که ای کلمن ، ای روبه پا ندار تو را دست و پا بوده روزی چهار
کجا کرده ای دست و پاهای خویش فروختی نمودیش خرج حشیش
چنین گفت روبه به درویش پیر شکم چون نداری تو ، خرده مگیر
بها کرده ام دست و پا بهر نان مرا کلیه مانده از من ستان
یکی کلیه پنداری آب زلال چرا که هنوزش نبردم موال

سلام
حتما نظر بدین
نظر ندین دیگه آپ نمیکنم
كاري مي خوان:
داداش شماره يک : بچه پول دار ! ماشين داره ! رستوران خوب مي رن باهم! اينترنت 24 ساعته
مجاني هم بعنوان اشانتيون بهشون ميده !
داداش شماره دو: يه پسر رومانتيك ! خوراك درددل بشينن نصفه شبها باهم درددل كنند و گريه كنن
باهم.
داداش شماره سه : بچه خلاف و شر چت روم ! هر پسري بخواهد تو اينترنت اذيتشون كنه خان
داداش جون حالشو مي گيره !
دادش شماره چهار : از نوع هنري ! خوراك رفتن باهم به سينما، تئاتر و موزه ! و محافل نقد فيلم !
بليط جشنواره فجرشون تضمينيه ! موهاي اين مدل داداش ترجيحا بلنده ! به اضافه ريشهايي مدل
دار!
داداش شماره پنج : خوش تيپ ! خوراك اينه كه ببره با خودش به دوستاش پز بده بگه: نگاه کنين چه
داداش جيگري دارم ! داداش من خيلي خوش تيپه!
داداش شماره شش : بچه معروف ! هر هفته پنج شنبه ها يه پارتي دعوتت مي كنه ! رقصشم
خوبه ! همه مدله بلده برقصه!
داداش شماره هفت : متخصص كامپيوتره ! هر وقت كامپيوترت خراب شد داداش جونت مياد برات
درست مي كنه!
داداش شماره هشت : بچه مثبته.. بچه مودبيه .. وقتي مي ري باهاش بيرون لپ هاش سرخ
ميشه ، خوراك اينه ببري به مامانت نشون بدي بگي مامان جون اين دوست پسره منه! مامانت
عاشق اين جور پسراست!پسر نيستن که اصلا شاخ شمشادند.

آورده اند که رستم و رخش را علاقتی وافر در میان بوده بدان حد که حتی بدون وی به دیدار مادرش هم نمیرفته. خالکوبی R
R بر سینه رستم نیز موید چنین موضوعی است. محققان گویند چون رخش را از ناحیت کمر فشار فراوان وارد میگردیده رستم برای وی نعلین چرمین و اسپرت سفارش می داده و اکیدا وی را به حفظ سلامت توصیه میکرده در شاهنامه میخوانیم:
سوی رخش رستم به پا شد ز جای
بپوشاند نعلین چرمین به پای
بدو گفت کاین نعل اسپرت بپوش
فرو کن از این پس نصیحت به گوش
همين علاقه شديد وی به رخش موجب شد که با سرودن شعر مشهور زیر عنوان اولین ترانه سرای کودکان در تاریخ را نیز از آن خود کند. آنجا که با تمام احساسات میگوید:
اسب سفیدم /خیلی قشنگه/ وقتی راه میره / اینجور صدا میده/پی تی کو پی تی کو / پی تی کو پی تی کو/ پی تی کو
رستم مردی است خانواده دوست خانواده دوست و به صله رحم بسیار معتقد است. فردوسی در شاهنامه چنین میگوید:
به یک هفته نه روز آید ز راه
زند سر به مادر پل سر به راه
زند بوسه بر پای مادر به شور
بگوید که چشم حسد ورز کور
هلاک دیدن فیلمهای پلیسی است از نوع آمریکایی و تورانی. در یادگیری اصول فنی جنگ و ستیز هم خود را وامدار کارآگاهان زمان خویش میداند.
زکار آگهان رسم جنگ و ستیز
ره حمله با کلت و شمشیر تیز
بیاموختم در زمان کُتَه
از آن پس به سر می گذارم کله
توجه رستم علیرغم رزم آوری و جنگ جویی هایی که داشت به مسائل علمی قابل توجه و تقدیر است. فراگیری دوره های آموزشی کامپیوتر و اینترنت از نريمان شاهدی است بر این مدعا:
نريمان بدو گفت کای پهلوان
کمی بیشتر در کنارم بمان
که تا ماه آینده از آمريكا
ایمیل سیاوش رسد دست ما
روحیه پهلوانی وی ظلم علیه زنان را بر نمي تاخت. از این رو با تعداد زیادی از دختران خصوصا در محلت خویش دوست بود و به یاری ایشان می شتافت.
تولد گرفتند بر پانته آ
همان دختر ساده و با صفا
فرنگیس و پوران و گرد آفرید
که کس مثل ایشان به دنیا ندید
بدادند ایشان به رستم نوید
که تشریف در جشن ما آورید
در سفرهای فراوان داخلی و خارجی اش یا آموزنده هنرهای وقت بود و یا آموزگار تجربه های قبل. در شهر اسپاهان حرفه جدید کالسکه سواری در میدان پادشاه( که قرن ها بعد در اثر انقلاب به میدان امام تغیر نام داد) را پایه گذاری کرد. در سفری چند روزه به چین نیز با ورزش پینگ پنگ آشنا می شود.
شب جمعه ی پیش در هنگ کنگ بیاموختم ورزش پینگ پنگ
رستم را دو فرزند ذکور باقی مانه به نامهای کیوان و کامران و دو فرزند اناث به نامهای کتایون و زهره چون از ایشان خواسته شد تا پدر خود را در دو بیت توصیف نمایند
کراوت بسته به زیر گلو
بسی روغن و ژل زده روی مو
زره پوش و شلوار دمپا گشاد
به مانند او هیچ مادر نزاد

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق.
۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم.
۳ـ می ايسته جلوی آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه.
۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش...
۵ ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزی نداره.
۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالی ميكنه. يه عالمه مو می چسبه به صابون.
۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره.
۸ ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا !
۹ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده .
۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش.
۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيری ميكنه و ميشاشه توش.
۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو می بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه)
۱۳ـ حوله فسقليش رو می پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق.
۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه ای لباس می پوشه.
ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر.
۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكی ديگه ميگذاره.
۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوی آيینه می ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش.
۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و می چينه رو لبه وان.
۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگيلی تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده.
۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره.
۶ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره.
۷ـ سی و پنج دقيقه زير دوش می مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايی از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه.
۸ ـ خمير ريش داداشی رو كش ميره و شيش كيلو خالی ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علی. آی!!!!
۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلی می كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته.
۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بی اجازه نوك دماغش سبز شده.
۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربيت.
۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه.
۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در مياره تا انتخاب كنه.
۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت می شينه و آرايش ميكنه.
ساعت ۴ بعد از ظهر.




از زیباییش خوشم آمد
یک نسخه از آن در حافظه ام copy کردم
چند روزی گذشت
تا یک روز نمیدانم چه شده بود که حسابی بهم ریختم
بی حس و حال و کند شدم به ناچار اندوخته های ذهنیم را defrag کردم
درایو دوستیم error داد scan اش کردم stop کرد
دیگر hang کرده بودم امیدوارم مرا ببخشی
مجبور بودم درایو دوستی با تو را format کنم
اندیشه ات عجیب ویروسیم کرده بود.
